تبليغاتX
سوشیانت
این وبلاگ نقطه آغازی است برای من ، برای تو و یا شاید برای ما....
آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری ا ش عمیقا به خدا عشق می ورزید.

روزی یکی از دوستانش که به خدا اعتقادی نداشت از او پرسید :

"تو چگونه می توانی خدای را که رنج و بیماری نصیبت می کند دوست داشته باشی؟

آهنگر سر به زیر آورد و گفت :

"وقتی که می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم .سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دل خواهم درآید.اگر به صورت دل خواهم درآمد می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود اگر نه آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا ! مرا در کوره های رنج قرار ده اما کنار مگذار !"

 

فقط در ناملایمات است که فضائل انسان به اوج خود می رسد ،

در غیاب باد یک توده پنبه مانند یک قله کوه استوار است.(مثل هندی)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 9:20  توسط مهتاب  | 

سال گذشته تصمیم گرفتم که ادامه تحصیل بدهم. اتفاقا شروع هم کردم ولی نه چندان محکم.

در واقع در هیچ کدام از برنامه های جاری زندگی ام تغییری ایجاد نکردم.فقط سعی کردم کمی در وقت آزادم درس بخوانم.البته بگذریم که مباحث کلی دروس به دلیل تغییر رشته برای من کاملا نا آشنا بود.

بهر حال ....گذشت.انتظار داشتم که قبول شوم چنان با اطمینان خاطر از قبول شدن در دانشگاه تصویر سازی کردم که خودم هم باور کرده بودم که اول مهر باید به دانشگاه بروم.البته مجاز شدن در مرحله اول کنکور هم در این حس باوری بی تاثیر نبود.وقتی برای اطلاع از نتایج دانشگاه سری به سایت زدم،اصلا باورم نشد که قبول نشده ام.

گیج شده بودم.تمام باورها و برنامه ریزی های زندگی ام به هم خورده بود.اما درس جالبی از این شکست گرفتم.(شکست که نبود این نامی بود که من به آن داده بودم)

حال میدانم فقط تصویر سازی که به تازگی در کتابها و مباحث گوناگون می خوانیم و می شنویم، به خودی خود کافی نیست و برای رسیدن به یک هدف ، باید خیلی بیشتر از یک روتین ساده زحمت کشید.در کنار این زحمت و مایه گذاشتن ، تصویر سازی می تواند معنا و مفهوم پیدا کند.

البته نا گفته نماند که در جامعه ما فقط و فقط خود فرد در کسب هدف سهم زیادی ندارد وبسیاری از عوامل محیطی که همه و همه از آن با اطلاع هستیم !!در آن شریک هستند.

متاسفانه کار زیادی هم از دست ما ساخته نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 9:37  توسط مهتاب  |