تبليغاتX
سوشیانت - کوره های رنج
این وبلاگ نقطه آغازی است برای من ، برای تو و یا شاید برای ما....
آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری ا ش عمیقا به خدا عشق می ورزید.

روزی یکی از دوستانش که به خدا اعتقادی نداشت از او پرسید :

"تو چگونه می توانی خدای را که رنج و بیماری نصیبت می کند دوست داشته باشی؟

آهنگر سر به زیر آورد و گفت :

"وقتی که می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم .سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دل خواهم درآید.اگر به صورت دل خواهم درآمد می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود اگر نه آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا ! مرا در کوره های رنج قرار ده اما کنار مگذار !"

 

فقط در ناملایمات است که فضائل انسان به اوج خود می رسد ،

در غیاب باد یک توده پنبه مانند یک قله کوه استوار است.(مثل هندی)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 9:20  توسط مهتاب  |